سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

37

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

يك از دو صورت اگر افطارش مستند بظلمت آسمان باشد كفّاره بعهده‌اش نيست بلكه در غير اين صورت نيز كفّاره واجب نمىباشد و تنها فرقى كه بين فرض استناد افطار به ظلمت و غيرش مىباشد اين است كه در صورت اوّل علاوه بر عدم قضاء كفّاره نيز منفى است ولى در غير آن تنها كفّاره ساقط است امّا وجوب قضاء ثابت و قطعى مىباشد . اشكال شارح ( ره ) مرحوم شارح در مقام انتقاد بكلام ايشان مىفرماين : نفى كفّاره بطور مطلق صحيح نيست بلكه بين دو صورت استصحاب شب و روز بايد فرق گذاشت و ملتزم شد به اينكه اگر شخص مزبور قادر بر مراعات وقت و تحصيل علم بدخول آن باشد ولى بدون رعايت آن با اينكه استصحاب بقاء روز حاكم بوجوب صبر و تأخير افطار است به مجرّد ظلمت موهمه اكتفاء نمود و افطار كرد علاوه بر قضاء كفّاره واجب است زيرا تناول مفطر به اين نحو و با اين خصوصيّات بملاحظه وقوعش در روزى كه روزه آن واجب است حرام مىباشد و چون صدق مىكند كه افطار عمدى بوده لاجرم به مقتضاى قواعد و اصول شرعى بايد كفّاره نيز بدهد بلكه ميتوان گفت نفس اين عمل خود موجب ثبوت كفّاره است اگرچه كشف خلاف نشده و اشتباه مستمر باشد چه آنكه اصالت عدم دخول شب حكم به بقاء روز نموده و نهى از افطار متوجّه به مكلّف مىشود و بديهى است با بودن نهى مخالفتش موجب تحقّق عصيان بوده و بدين وسيله كفّاره ثابت مىگردد . ولى اگر افطار او در ابتداء روز و مقارن با استصحاب بقاء شب واقع شود در صورتى كه بعدا كشف خلاف شود قضاء لازم است ولى كفّاره به